خبرهای خوش
سلام عشقم
تقریبا اواسط خرداد بود که زندایی مریم بهمون زنگ زد و بی مقدمه گفت سلام عمه خانم
راستش اولش مخم هنگ کرد اما بعد فهمیدم که جریان از چه قراره خلاصه که حسابی ذوق کردم اما تا امروز چیزی ننوشتم تا از همه چیز مطمئن بشم خدا رو شکر تا به حال همه چیز رو به راه بود و همه ازمایشا هم سالم بود وخلاصه این نی نی خوشگل ما بلاخره رخ نمود دیروز فهمیدیم که باید منتظر یه دختر خوشگل زیبا تر از ماه و خوشبو تر از گلها باشیم
دختر نازم حالا دیگه یه خواهر دیگه داری خیالم راحت شد از این که اگه یه روز غصه داری هم زهرا دختر عمت هست و هم دختر داییت خلاصه یکی هست بهاش درد دل کنی نفسم
دایی جون احتمالا اسم دختر نازشو مهگل می ذاره
ایشالا قدمش مبارک باشه
دوستت دارم نفسم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خبرهای خوش 
